فوتبال تهرونی ... football tehrooni

همه چیز درباره فوتبال پایه تهران

+ همه چی آرومه ...... خوش باشیم

با سلام ، امرو تصمیم گرفتیم در مورد وحید مظاهری بازیکن سابق تیم های پاس ، فولاد و ... که متاسفانه مدتی هست  گرفتار بیماری شده مطلبی بزاریم ، البته این پست به نقل از سایت خبری راد نیوز میباشد .

به خدا خوب نیست که فوتبالیست های امروزی میلیاردی به جیب بزنند ولی حالی از پیشکسوت های بی پول نگیرند ؟

فوتبال -کمک به همنوع، یعنی کمک به خود. همه ما با دستگیری از دیگران در اصل به خود کمک کرده ایم. مولا علی(ع) در همین رابطه می فرماید:
«نجات یک انسان، نجات یک جامعه است.»
رادنیوز - داستان اول: روزی یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت؛ «خداوندا، دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟»
خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آن را باز کرد. مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورشت بود. آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد. افرادی که دور میز نشسته بودند، بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورشت ببرند تا قاشق خود را پر کنند، اما از آنجایی که این دسته ها از بازوهایشان بلندتر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند. مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: «جهنم را دیدی؟ حالا نوبت بهشت است.» آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورشت روی آن و افراد دور میز. آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بودند. می گفتند و می خندیدند. مرد روحانی گفت: خداوندا نمی فهمم! خداوند گفت:
« ساده است، فقط احتیاج به یک مهارت دارد. اینها یاد گرفته اند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند.»

داستان دوم: وحید مظاهری روی تخت بیمارستان و کنار دستگاه دیالیز آرام خوابیده بود. همان هافبک تکنیکی و بازیساز سابق تیم های پرسپولیس، پاس تهران، ذوب آهن، ماشین سازی، شموشک نوشهر، ابومسلم و... که سابقه دعوت شدن به تیم ملی را هم داشت، اما از آن همه اسم و رسم... فقط همسرش کنار دستش ایستاده بود و او را تماشا می کرد.
وحید مظاهری سخت بیمار بود، ولی بیشتر از بیماری، خرج و مخارج بیمارستان آزارش می‌داد. این فوتبالیست هر چه پول در دوران بی پولی فوتبال(!) درآورده بود، خرج بیماری کلیوی اش کرده بود و... حالا آهی در بساط نداشت.
ظهر پنجشنبه 14 دی ماه جاری بود که ناگهان در اتاقش به صدا درآمد. سر و کله سردار رویانیان، مدیرعامل باشگاه پرسپولیس، سرپرست و یکی، دو تا از مسوولان این باشگاه پیدا شد. وحید با تعجب پرسید: شما، اینجا؟! و مدیرعامل پرسپولیس جواب داد: الوعده وفا!
شاید آنچه بین این دو گذشت ژورنالیستی و فوتبالی باشد، اما به کار مطلب امروز نمی آید! آنچه حایز اهمیت است مربوط به رفتار انسانی مدیرعامل یک باشگاه مردمی است که هزینه های کمرشکن درمان یک فوتبالیست درمانده را متقبل شد.
سردار رویانیان، شاید اخلاق تندی داشته باشد، زود جوش بیاورد، احساساتی شود و حرف هایی را بر زبان بیاورد یا حتی در حضور خبرنگاران سیاسی و اقتصادی، ما ورزشی نویس ها را خجالت بدهد(!) اما در مدت حضور در فوتبال نشان داده که به شدت اهل کارهای جوانمردانه و انسانی است.
ما نمی دانیم هزینه درمان وحید مظاهری چقدر است، اما حداقل می دانیم که یک مدیر فوتبالی پیشکسوت باشگاه خود را فراموش نکرده و مهارت کمک به دیگران را دارد.
***
نتیجه گیری: جهنم یعنی خودخواهی و بهشت یعنی کمک به همنوع و دوستی با آنان؛ باور کنید.
نویسنده : حامد حسینی ; ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩۱/۱۱/٤